چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
دلم یه تراس بزرگ رو به شهر یا رو به کوه میخواست که توش میز و صندلی میذاشتم و دور تا دورش رو گلدونای رنگ و وارنگ میکاشتم و روزایی مثل امروز که هوا دل انگیز و بهاریه و نه سرده نه گرمه و رعد و برق میزنه و بارون هم میاد در حالی که یه لیوان چای دستمه میشستم توش و میرفتم تو فکر و خیال و لذت دنیا و آخرت رو همونجا و یهو میبردم، آخ که چه کیفی میداد...

نوشته شده توسط المیرا در ساعت 10:45 | لینک
|